هاي جيسون...

تصميم خودم رو گرفتم براي اين تغيير بزرگ و بالاخره بايد از يك جايي شروع ميكردم تا الان هم شايد دير كردم اما از يك جايي به بعد اون خيالبافي مزخرف دخترونه رو كنار ميگذاري ازيك جايي به بعد واقعيت مثل يك گوله برف سنگين ميخوره توصورتت ميفهمي و درد ميكشي شايد اولش از شدت درد كرخت ميشي اما بعدش درد شروع ميشه براي تسكين دردت به هر چيزي اويزون ميشي تلفن به يك دوست ...درد ودل با عمه چه ميدونم لبخند به يك همكار هيز اما نه نميشه درد بيشتر و بيشتر ميشه و اين سايه وحشتناك تنهايي هم روي سرت بعد ميشيني و با خودت فكر ميكني از اول عمرت چندتا دل شكستي ؟ هيچي ... به چند نَفَر خيانت كردي ؟ دلت براي چند نَفَر سوخت از خودت گذاشتي براشون از آبروت از خانواده ات از زندگيت از جواني و زيباييت .... بعدش حالت تهوّع بهت دست ميده از اين همه از خود گذشتگي براي پدرسوخته هايي كه رفتن دنبال زندگيشون و تو هنوز داري مثل خَر به خاطراتشون فكر ميكني فرقي هم نميكنه ميخواد برادرت باشه يا دوستت يا همكلاسيت يا اوني كه يه زماني براي فقط يك لبخند تو ميمرد....اما زندگي قشنگ ميشه دردها فراموش ميشن همه چيز درست ميشه دوباره شاد ميشي و ديگه رنجي نداري اگه مثل خودشون تو كثافت غلت بزني ....حالا آيا واقعا دلت ميخواد تو كثافت غلت بزني؟

پي نوشت: جيسون اسم يك شخص است

/ 3 نظر / 102 بازدید
ciprotech

تصویر بسیار زیباییه ciprotech جالب بود لطفا از صفحه ما هم بازدید کنید و نظرتون و بفرمایید . خوشحال میشم. https://ciprotech.persianblog.ir https://ciprotech.com

navazandeahangegiti

لطفا از وبلاگ من هم دیدن کنید navazandeahangegiti.persianblog.ir

damibakhod

"دلت براي چند نَفَر سوخت از خودت گذاشتي براشون از آبروت از خانواده ات از زندگيت از جواني و زيباييت" فقط چیزی که آدمو آزار میده اینه که کسانی که براشون این همه مایه میگذاری دست آخر میگن : حالا چی شده مگه؟ مگه من گفتم؟.... انگار نه انگار که خودتو برای اون یا اونا بوده که به زحمت انداختی....